احمد على خان وزيرى
30
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
زنهاى مقبوله وجيهه است . قرار ماليات آنجا از مزروعات ده من ، سه من و از خرما سه من ، يك من پنبه و ابريشم ده من ، دو من . از گوسفند و بعضى مستغلّات [ 106 ] نقد مىگيرند . حيوان باركش آنها بيشتر شتر و الاغ است ، گاو نر و ماده به قدر حاجت دارند . گندم و پنبه و ابريشم آنها به بندرعباس و ميناب مىرود . پشم و كورك آنها نيز به بندرعباس و چابهار مىبرند . رعاياى آنجا پيش با مكنت و ثروت بودند ، چند سال است از تعدّيات ابراهيم خان مستأصل و پريشان شدند . در كوه آنجا علامت معدن مس هست . معدن سربى هم بوده كه بيست سال [ 107 ] قبل سرب عمل مىآمد . اكنون از پريشانى و گرفتارى مردم آنجا مطروح است . يك نمكزار چهار فرسخى اسپهگه و نمكزار ديگر هفت فرسخى فنّوج دارد . بزرگ آنجا مهيم خان كتيجى است كه از تقلّبات روزگار غدّار به مرور زمان پريشان شده و به همان عاملى يك قريه كتيج قناعت كرده . رياست و عاملى ساير پشته و فنّوج از جانب ابراهيم خان كاهى چاكر خان [ 108 ] پسر محمّد على خان ناروى و گاهى يك نفر از اقارب خود ابراهيم خان است . زبان مردم آنجا ، قريهجاتى كه سمت بمپور واقع است ، بلوچى صرف مىگويند و دهاتى كه سمت بشاگرد فارس است بلوچى مخلوط به فارسى گرمسيرى . خانههاى مردم آنجا همان كپر است كه با چوب و خاشاك مىسازند . گوسفنددار آنها سياهچادر دارند . به جهت مرتع گوسفند از جايى [ 109 ] به جايى انتقال مىنمايند . وجه تسميهء پشته و فنّوج را در سنهء هزار و دويست و هشتاد و چهار از مهيم خان مسكوتانى در شهر كرمان سؤال نمودم ، گفت : قديم پشته و بشاگرد يك خاك بوده ، بشاگرد زمين پست و هموار بوده و اينجا بلند و كوه بوده ، چون اصطلاح مردم كرمان و بعضى از فارس زمين مرتفع را پشته مىنامند و فنّوج هم [ 110 ] نام قلعه معروف آنجا بوده به اين سبب پشته فنّوج ناميده شده . بنت « 1 » بنت سمت غربى مايل به جنوب بمپور است . جزو بلوكى كه اين زمان مكران
--> ( 1 ) . بنت : به كسر اوّل و سكون دوم و سوم .